مک مورفی!

ممنونم که اومدی، ممنونم که کامنت گذاشتی. نمیدونم چرا همین که کامنتتو دیدم اشک از چشمام سرازیر شد، مخصوصا این شبا که اتفاقای عجیبی واسم افتاده، زندگیم شبیه فیلما شده، فیلمای عجیب! افرادی که سال 90 آشنا شدم باهاشون و هرکس رفت پی زندگی خودش و حالا بطور عجیبی توی یه شهرِ بیگانه ملاقات شدن، آشنایی هم توی یه شهرِ بیگانه دیگه بود. نمیدونم حال و هوای خاصی دارم، بازگشت به گذشته و جوانی... خدای من، خدای من! چرا زندگی من شبیه فیلمهایی است که دیده ام..آدمای خیلی قدیمی، پیدا کردنشون بطور غیرمنتظره ای، وای خدا... حالم عجیبه.

مک مورفیِ عزیز، خوشحال میشم اگه دوباره وبتو احیا کنی، خاهش میکنم به اینجا سر بزن و کامنت بزار، ممنون...